گزارش


نمیدانم چرا وضع ما باید اینگونه باشد که بعد از بیست سی سال هنوز باید بنشینیم و از خود بپرسیم که؛


واقعا کدام آوینی؟


هنوز هم باید بحث کنیم که آیا آوینی فیلسوف بود یا هنرمند؟ مستندساز بود یا نویسنده؟!


غرب ستیز و غرب گریز بود یا غرب گزین؟!


با چه کسانی فالوده و قهوه می خورد؟!


چه کسانی برایش چوب و چماق می کشیدند؟!


چرا اشعار و داستانهایش را سوزاند؟ آیا آنها را در گونی ریخت و سوزاند و یا در پیت حلبی؟!


مراودات و ملاحظات شخصی اش با اطرافیان چگونه بود؟!


سرش را بر شانه چه کسی میگذاشت و میگریست؟!


و سؤالاتی از این دست.

گرچه دانستن این مطالب، که البته محل اختلاف لاینحل فراوانی هم شده است، خالی از لطف نیست ولی اینها همه ناشی از یک رویکرد غلط در جامعه ماست که آنهم همانا شخصیت محوری افراطی و نان خوردن افراد به نام آن شخصیت محوری می باشد.

شهید سید مرتضی آوینی انسانی بود چون دیگر انسانها. مانند بقیه افکاری داشت و تطوراتی. نظرات و آثار بدیع و هنرمندانه داشت. نکات و نقاط قوت فراوان در آثارش موج میزند‌. البته گاهی هم شاید نقدهایی بر آنها وارد باشد‌.


ولی آنچه شخصیت او را برجسته می کرد آن بود که بدنبال حقیقت بود و در مسیر حقیقت طلبی، سلوکی عملی و نظری را در پیش گرفته بود و در این وادی، دست کم رودربایستی را با خودش کنار گذاشته بود. نان را به نرخ روز نمیخورد و مقهور مشهورات زمانه نبود. آنچه بنظرش درست می آمد، بی پروا می گفت و سعی می کرد بر مبنایش عمل کند.


البته چون هر انسان تلاشگری در این مسیر شدن، در حال تکامل بود و البته با ناهمواریها و دشواریهایی نیز مواجه بود‌.

آنچه امروز برای ما راهگشاست، آنست که پرسشهای مهم زمانه خود را منقح نموده و آنها را از اندیشه و آثار آوینی بپرسیم و ببینیم چه پاسخی می شود برایش یافت و بجای شخصیت محوری، اندیشه محور باشیم. باید تفکر مطلوب انقلاب اسلامی در حوزه فکر و فرهنگ را که شهید آوینی به خوبی آن را تبیین نموده است، محور قرار داده و میوه های رسیده و بهاری آن را چیده و در کام تشنه مخاطبان ملی و بین المللی قرار دهیم.


باید بتوانیم بر اصول تفکر او که مبتنی بر مبانی حکمی تفکر دینی بود مسلط شده و برای پاسخ به مسائل جدید و مستحدثه و امروزین عالم فکر و فرهنگ، اجتهاد نماییم.
نه آنکه فقط با نگاهی حسرت بار و یأس آلود به گذشته، همه ساله برنامه هایی مشابه و تکراری برگزار نموده و باز هم  دوباره از خود بپرسیم که؛

واقعا کدام آوینی؟!

سید مصطفی رضایی

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آخرین خبر